تبليغاتX
تفریگاه

تفریگاه

طنز - سرگرمي-عکس-شعر- آهنگ

s m s

 





تو زیبا، تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو بهترین، تو فرشته، اما من چی؟ یه آدم خالی بند!


خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه.
قربانت عزرائیل

عزیزم به اندازه تمام سلول های بدنم دوستت دارم
قربانت یه آبزی تک سلولی

 


ميگن عباس قادري ثابت كرد خوانندگي تيپ نميخواد - هايده ثابت كرد خوانندگي هيكل نميخواد

 - شماعي زاده ثابت كرد خوانندگي صدا هم نميخواد

 


نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوانه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد،

 اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!

 


اگر مجنون شوي تو؛ من ليلي نشوم اگر خسرو شوي تو؛ شيرين نشوم گر شوي سام تو؛

 من نرگس نشوم يک بار، فقط يک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم.

 


ببخشید که مزاحمتون شدم ... من نمی خواستم این خبر ناراحت کننده رو بدم

اما سعی کن قوی باشی... نامرد ها بالاخره گیتار شماعی زاده رو بردن.

 


دنيا را بدون خانمها تصور كنيد: بازارها خالي، پولها اضافه، خيابونها خلوت،

مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار!

 

دستام خسته شدن، پاهام تاول زدن، از کمر افتادم، دیگه جون ندارم. دارم می میرم.

اگه می شه از اندی بپرس خوشگلا تا کی باید برقصن؟

 

به نظر شما با وجود وضعیت بحرانی دنیا و مشکلات فراوان

و تصمیم جدید شورای نگهبان هنوز هم خوشگلا باید برقصن؟

 

این پیغام کاملا جدیه. باور کنید. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم

بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد.

 

چمن ورزشگاه بازی ایران و مکزیک تا یک سال دیگر نیازی به کود ندارد

چون علی دایی 90 دقیقه توی زمین...

 

سلام، خوبي؟ ببين يه خواهشي ازت دارم. مي خوام اگه ميشه

 يه دو سه روزي بيام خونه ي شما بمونم. اين روزا انگار همه با من مشکل دارن.

 الان به يه دوست حقيقي نياز دارم... قربانت "عثامه بن لادن"

 

 

 

شايد باورت نشه، اما تورو به اندازه ي دوتا چشمام دوست دارم... از طرف موش كور!

 

عسل، جيگر، هلو، شيريني، طلا، نقره، روي، آهن قراضه، شيرآلات،

سماور سوخته خريداريم!

 

 

 

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!

 

 

 

جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه:

 چرا واسه تو مسيج مي‌فرستم؟

خري گم كرده‌ام با بار كاشي / اس‌ام‌اس مي‌دهم شايد تو باشي

نگاهم با نگاهت کرد برخورد / خدامرگت بده حالم به هم خورد

 

 

سلام عزیزم! پليس يه جسد پيدا كرده شبيه ميمونه، وقتی شنيدم خيلي نگرانت شدم.

 اگه سالمی يه ايميل بزن ما رو از اين نگرانی بيرون بيار!

زمستان دوباره ميآيد بهار دوباره تکرار مي شود امّا تو هيچ وقت تکرار نمي‌شوي

 چون خدا يك اشتباه ‌رو 2 بار تکرار نمي کنه!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:12  توسط علي_شهبازيار  | 

شعرهای عاشقانه

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلي... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که
سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

 نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم تقديم به تنها ترينم*

*همه مي گويند كه اسير سراب چشمانت شده ام ... همه مي گويند اسير تارهاي بافته
احسا ست شده ام... همه مي گويند و باز هم مي گويند كه قلبم را در سراب گم كرده
ام و روزي مرا در بازار عشاقت به قيمت يك لبخند مرا خواهي فروخت ولي من تنها

به چشمانت سياهت نگاه مي كنم تا پاسخ سوالهايم در نگاهت بيابم تقديم به تنها ترينم 
*از من بريده اي و صدايم نميكني چون درد در مني و رهايم نميكني گم گشته ام ميان
تماشاي چشم تو از اين جنون تلخ جدايم نميكني هر شب چو باد مي وزم از داغ ياد تو
اخر چرا؟ چه شد كه دعايم نميكني؟ من اخرين پرنده ي گم كرده لانه ام در اسمان

 خويش هوايم نميكني امشب ميان كوچه تو را جار ميزنم اما تو باز رو به صدايم
نميكني*

کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم آن
کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه
کرد*

ميدوني چقدر دوستت دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي که تا
آخره عمرت ميکشي به علاوه تعداد ه هرچي ستاره تو آسمونه عزيزه دلم.

* من به غير از تو نخواهم ، چه بداني ، چه نداني از درت روي نتابم ، چه بخواني ،
چه براني دل من ميل تو دارد ، چه بجوئي چه نجوئي ديده ام جاي تو باشد ، چه
بماني ، چه نماني*

گل خشكيده اي پيدا كردم در ميان نامه هايت، فقط اونو نگهداري مي كنم ، توهم
اونو از براي من زياد نبين، زيباترين عشقها را با تو تجربه كردم، همه سروده هاي
غمگين تو بيادم مي آيد، فراموش نكن دنيا فاني است، و خدايي كه جان داده دوباره
اونو خواهد گرفت، چگونه مي توانم تو را فراموش كنم، تا زماني كه جانم از بدنم
خارج نشده است. قسمتي از آهنگ معزز *

نمي گويم فراموشم مكن هرگز ولي گاهي بياد اور رفيقي را كه مي داني نخواهي رفت از يادش

کاش مي شد هيچ کس تنها نبود ...کاش مي شد ديدنت رويا نبود...گفته بودي با تو
ميمونم ولي ...رفتي و گفتي که اينجا جا نبود...ساليان سال تنها مانده ام
شايد اين رفتن سزاي ما نبود...من دعا کردم براي بازگشت ،دستهاي تو ولي بالا
نبود...بازهم گفتي که فردا مي رسي !کاش روز ديدنت فردا نبود.....*

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس....
بخند .... ببخش .... و فراموش کن*

کاش قلب وسعت ميگرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت کاش توي جاده هاي زندگي

 خنده ازگريه سبقت مي گرفت

اين چند تا جمله ناب را بخونيد وواسه دوستاتون بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو
چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 
رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم

نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه

هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن جاخالي نميده*

براي عشق تمنا كن ولي خوار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده .
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه
ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون
كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن

ولي عاشقونه زندگي كن .

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش*

خر عاشق** خری آمد بسوی مادر خویش** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش** برو امشب
برایم خواستگاری** اگر تو بچه ات را دوست داری** خر مادر بگفتا ای پسر جان** تو
را من دوست دارم بهتر از جان** زبین این همه خرهای خوشگل **یکی کن نشان چون
نیست مشکل **خرک از شادمانی جفتکی زد** کمی عرعر نمود و پشتکی زد **بگفت مادر
به قربان نگاهت** به قربان دو چشمان سیاهت** خر همسایه را عاشق شدم من** به
زیبایی نباشد مثل او زن***

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي
وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست
از روزگار است*

وقتي خواستم به راه عشق برم گفتن گناه است وقتي به راستي سخن گفتم گفتن: دروغ
است وقتي به ستايش رو اوردم گفتن :فريب است وقتي گريستم گفتن كودكانه است وقتي
خنديدم گفتن ديوانه است وحالا كه هيچي نمي گم مي گن عاشقه*

*بدان که طفل بهانه گیر قلبم باز هم بهانه تو را خواهد گرفت غروب هر آدینه در
کنار پنجره قلبم به انتظار مینشینم تا آنگاه که مولایم از راه میرسد تو نیز با
او بیایی وبار دیگر حلقه وصال را شکل دهیم تا آن روز با یادت عشق بازی خواهم
نمود و نامت را بر در قلبم حک خواهم نمود ای.....همیشه جاوید*

*چشمم در انتظار تو تار شد نیامدی سالی گذشت باز بهار شد نیامدی بعدازتوسال
هاست هنوزهم نشسته ام داغت به دل هزار هزار شد نیامدی*

*غم نبودنِ تو را دوباره آه مي کشم و روز رفتنِ تو را شب سياه مي کشم تو رفته
اي و من هنوز به اين خوشم که بعد تو نقاش واژه ها شدم ، تو را چه ماه مي کشم*

*مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکسترم نشاندی ربودی دفتر دل را و
افسوس که سطری هم از این دفتر نخواندی گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت پس از

مرگم سرشکی هم فشاندی گذشت از من ولی اخر نگفتی که بعد از من به امید که ماندی؟

*کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و

قربانی نداشت*

*شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا*

*از توي قاب دل نشد عشقتو بيرون بكنم زخمي كه روي دلمه دوا و درمون بكنم

يه شب ديگه بي توگذشت صدام گرفته تو گلو پشت سرم سايه تو غمت نشسته رو برو

*شرایط مرد و زن هنگام ازدواج: زن باید نجیب باشه، مثل اسب! با وقار باشه، مثل
طاووس! زیبا باشه، مثل آهو!! مرد کافیه فقط خر باشه*

*عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند، ‌عشق براي هميشه بي‌کلام مي‌ماند؛
اما براي کساني که عشق نمي‌ورزند، ‌عشق شوخي بي‌رحمانه‌اي بيش نيست*

*اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من*

*چو اسير دام توام..رام توام ای محرم رازم*** منم آن شمعی که ز شب تا به سحر در
سوز و گدازم*** ای فتنه بکش يا بنوازم** بی گناهم بده پناهم... کز موی تو آشفته
ترم ***کن نگاهی به خاک راهی... ای سایه لطفت به سرم*** چه کنم ... عشقی غیر از
تو نخواهم*** به خدا ... محنت ريزد ز نگاهم*** اميدم کو***جدا از او*** پرپر
شده ام ...خاکستر شده ام آزارم کن .. چو چشم خود بيمارم کن من زجفايت
دلشادم.....از غم عشقت خرسندم ازهمه عالم بگسستم.... تا که به مهرت پا بندم عشق
و اميد صفايی .. ای عشق من چه بلايی کی ز وفا*

*درويشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود* * پس از* *اندك زمانی، داد
شيطان در می آيد رو به فرشتگان می كند و می گويد : جاسوس می* *فرستيد به جهنم؟*
*
از روزی كه اين مرد به جهنم آمده مدام در گفتگو است و جهنميان* *را راهنمایی
می كند و سخن درويشی كه به جهنم رفته بود اين چنين است؛ با چنان* *عشقی زندگی
كن كه حتی بنا به تصادف، اگر به جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت* *باز
گرداند*

*مانند زنبور عسل باش که : هرچه خورد ، پاک هست .... هرچه از خود بجا گذارد
شيرين است ..... وبرروي هر شاخه که نشيند ، ان را نشکند.*

*خبر رسیده که یکی از فرشته های خدا گم شده. چند میدی لوت ندم؟؟؟*

*خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين
کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون
حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ،

جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر
بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر

من تو اين دنيا سه تا دوست دارم ...خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه روزام مي
خوام دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام*

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر
فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است*

این شعر نیست ... کلام نیست ... متن حاشیه بر اوراق یک دفتر خاطرات نیست ...!
این حقیقت است ... حقیقتی افسانه ای ... که بارها افسانه ام با تو به حقیقت
پیوست از تو سر شار شد از تو جانی دوباره گرفت ... از نفسهای گرم تو ... از
صداقتهای گفتار تو ... از محک های بی دریغ تو سخت می ترسم ...!

سخت می هراسم که آتش شرمم را باور نداری ... که اشکم را باور نداری ...

صدایم را به ورطای بودن ها عادت نداری..! بمان بمان با من بمان*

*اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غصه هايت را مي شستم .اگر گلي بودم
شاخه اي از خود را تقديمت مي کردم .اگر بهار بودم شکوفه هايم را زير پاهايت پر
پر مي کردم .اگر ساز بودم آهنگ عاشقي را برايت مي نواختم ... اما افسوس که نه
بارانم ...نه گلم ... نه بهارم و نه سازم ! اما ... هر چه هستم با تما م وجودم
مي گويم : دوستت دارم*

*خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد باغ دلت الهی دشت ستم نگردد اشک ندامت

ای جان از چشم تو نبارد دریای آرزویت مرداب غم نگردد بر چهره ات نبینم گردی

زنامرادی از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد جام دلت همیشه لبریز شهد بادا در

 ساغرت عزیزم صهبای غم نگردد!*

*عشق ازديد.......*  

*لحظهء ديدار مي آيد ... از ازل آن يار مي آيد ... لحظهء ديدار او من باز هم پر
مي كشم ... تا به قصر آرزوهاي خودم سر مي كشم ... قصر من پر عشق ، پر از
زندگيست ... باز آنجا صحبت دلدادگيست ... من پر از حرفم و لبها دوخته ... دل پر
از شوق است و قلبي سوخته ... اي كه از بهر شكار قلب من باز آمدي ... كي تو را
صيٌاديَت آموخته.....؟؟؟* 

 درود بر عشق آنگاه که نام تو را براي اولين بار بر زبانم جاري کرد ... هيچ
نمي فهميدم ...  اکنون نيز هيچ نمي فهمم ... اما صدايت ميکنم چون مرا ميخواني
چون جايي درون قلبم آشيانه داري ... چون جزئي از وجود مني ...  و امروز

 پس از ماه ها ... فهميدم که چقدر از تو فاصله داشتم . پس اين چيست درون قلبم ؟
!!
که ميداند؟ *

آموخته ام که: مهربان بودن بسیار مهمتر از درست بودن* *است*.گاهی* *اوقات
همه آن چیزی که انسان نیاز دارد دستی برای گرفتن* *و قلبی برای درک شدن**است
لبخند ارزانترین راه برای زیباتر*  *ساختن چهره است. درانتخاب احساس خود* *هیچ
نقشی ندارم اما*  *در انتخاب عکس العمل خود در قبال آن نقش مهمی دارم*
*
و*  *آموخته‌ام
که* .....**

*اگه یکی رو دیدی بر میگرده نگات میکنه...بدون براشمهمی ... اگه یکی دیدی وقتی
داری می افتی با عجله به سمتت میاد ....بدون براش عزیزیاگه یکی رو دیدی وقتی
داری می خندی نگات میکنه... بدون براش قشنگی ... اگه یکی رو دیدی

وقتی داری گریه می کنی باهات گریه می کنه* ...*بدون دوست داره*

*بهترین سرنوشتی که می تواند یک انسان داشته باشد* *تنها زیستن و تنها مردن است
و بدون عاشق شدن و معشوق بودن. وقتی که گفتم ای عزیز؛* *من دوستت دارم
هنوزخندیدی و گفتی به من؛ درعشق من اینک بسوز گفتم برای خاطرت من* *

مثنوی ها گفته ام گفتی که شعرت کهنه بود من شعر نو می خواستم گفتم هوای خاطرم

در* *یاد    تو پر می زند گفتی برو من خسته ام یادم به تو سر می زند*

*آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری**بود که
روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها

همان اوازی بود که من *گمان
می کردم میگوید: دوستت دار  ** م

*لیلی  زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ ... گلها انار شد
داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت...دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا
نمی شدند...انار کوچک بود دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت...خون انار روی دست
لیلی چکید.... لیلی  انار ترک خورده را از درخت چید.مجنون به لیلی اش
رسید....خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود..... کافی است انار دلت ترک بخورد.*

عشق یعنی خاطرات بی غبار... دفتری از شعر و از* *عطر بهار...

عشق یعنی یک تمنا  یک نیاز.... زمزمه از عاشقی با سوز و ساز ...

عشق یعنی چشم خیس* *مست او ... 

 زیر باران دست تو در دست او ... عشق یعنی ماتهب از یک نگاه . غرق در گلبوسه
تا وقت* *پگاه .عشق یعنی عطر خجلت عطر شور . عشق گرمی دست تو در آغوش

عشق
...
عشق یعنی "بی تو هرگز* ...*پس بمان " ... تا سحر از عاشقی با او بخوان ...
عشق یعنی هر چه داری نیم کن ... از برایش قلب* *خود تقدیم ک **ن
 

*وقتی صدای تورا می شنوم نرمی و حقیقت زندگی پیش رویم پدیدار می شود. ...

هر بار که دهانم را می گشایم تا پاسخی بدهم ... به گونه اي قريب ...

خود را روشن و مطمئن حساب مي كنم. ....  تو قادري كاري كني كه

من بر بخشي درخشان تر

از وجود خودم دست بگذارم....*

*بچه ها شوخي شوخي به گنجشک ها سنگ مي زنند...  و گنجشکها جدي جدي مي
ميمرند..... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... تو
شوخي شوخي به من لبخند زدي ... و من جدي جدي عاشق شدم .   *

*خدا آدم و حوا را آفرید و گذاشت که جلوی آفتاب خشک بشن. کمی که گذشت حوا

جیغ کشید و به خدا گفت:  آدم از وسط پام از گل من برداشت و چسبوند وسط پاش»

خدا گفت:  «عیبی نداره! کاری می کنم تا دنیا دنیاست التماس کنه که اجازه بدی بزاره
سرجاش....         *

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت

كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه 

با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده.

وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره.

بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.

 پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه ... که میخوای اونو از
رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی

    از عشق امروزمان براي فردا چيزي كنار بگذار يك مشت، اندازه يك بوسه و در 
    خرمن موهايت بپيچ...و براي روزهاي تيره‏تر براي روزهايي كه همه عشق

    را فراموش مي‏كنند، تو اندكي از عشق را نگه‏دار يك مشت، اندازه يك بوسه

    شعر چشمانت سرودنی نيست ...... بارها خواسته ام در وصفت چيزی بگويم ....

    اما زبانم ياری نمی کند. مهربانی ای که در تو ديدم و صداقتی که در چشمانت موج

    می زند ٬ هيچ کجا سراغ ندارم.....هيچ آينه ای تو را آنگونه که هستی نشان نمی دهد

    فقط من می دانم تو کيستی..... و همين کافيست برای يک عمر با تو ماندن

   زیباترین تصویری که در زندگیم دیدم نگاه آشقانه و معصومانه تو بود...
   زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود... زیباترین احساساتم بیان
   دوست داشتنت بود.....زیباترین انتظار زندگی ام حسرت دیدار تو بود....زیباترین
   لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود... زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود...

   و زیباترین اعترافم عشق تو بود

   ديروز با عشق مي جنگيديم و امروز با عاشقي !!.......آنجا براي رزم هاي شبانه
   مي رفتيم اينجا براي بزم هاي عاشقانه !!......ديروز با هم به دشمن مي زديم و
   امروز براي هم مي زنيم!!....... آنانکه دريايي زيستند مردابي نمي ميرند

   عشق ملاقات مرگ و زندگی است ملاقاتی در نقطه اوج فقط در صورت شناخت

   عشق است که
   می توان به تجربه این ملاقات نایل امد . در غیر این صورت  به دنیا می ایی

  زندگی می کنی و می میری ولی در حقیقت مهم ترین تجربه زندگی را از دست

  داده ای تجربه
  ای که با هیچ چیز جایگزین نمی شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:11  توسط علي_شهبازيار  | 

چند کلمه ای از نویسنده وبلاگ

سلام...

هنوز از وبلاگم راضی نیستم...هنوز خیلی ها که باید بیان...نیمدن سر بزنن...

بعضی اوقات که میشینم فکر میکنم ، با خودم میگم: چرا دوستام انقدر بی معرفت

هستند شاید با این شعر بتونم ارتباط مون را بیشتر کنم.

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با همه بیگانگی

هر شب به من سر می زند

بدختيم يا خوشبخت؟

آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم

چه حالی میده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 15:5  توسط علي_شهبازيار  | 

جوک

میگن حیوونا 12 دقیقه زودتر از آدما از زلزله با خبر میشن.  دمت گرم زلزله اومدما رو هم خبر کن!

پيرزنه لخت ميره جلوي شوهرش و ميگه: حاجي، برات لباس عشق پوشيدم! پيرمرده ميگه: دستتون درد نكنه حاج‌خانم، ولي كاشكي اتوش مي‌كردي!

اولي: «من خواب ديدم رفته‌ام مسافرت.» دومي: «من هم خواب ديدم كه يك غذاي خوشمزه خورده‌ام.» اولي: «تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نكردي؟» دومي: «مي‌خواستم دعوتت كنم، ولي گفتند رفته‌اي مسافرت.»

اگر قرار باشد خيالي از خيال‌هايت به واقعيت بپيوندد، كدام خيال را انتخاب مي‌كني؟

براي آن كه زودتر به فردا برسد، زودتر از هميشه خوابيد!

گفتي تا آخر دنيا باهاتم حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتي دنيا دو روزه.

روزي که به دنيا اومدي داشت بارون مي‌اومد ولي هوا ابري نبود. ميدوني چرا؟ اون روز فرشته ها داشتن از اون بالا گريه ميکردن. چون يکي ازاونا کم شده بود.

۱- ترکه زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه: ببخشيد ماشين دارين؟
طرف ميگه :
 بله ماشین داریم
ترکه ميگه : خوش به حالتون ما نداريم

 

۲- تركه چهارشنبه سوري با واجبي نارنجك درست ميكه، ميگن اين چيه؟

ميگه: مي‌خوام وقتي تركيد پشم همه بريزه.

 

۳- بن لادن تهديد كرده كه تا چند روز ديگه سه جا رو قطعا مي‌زنه: ريش، پشم و زير بغلشو.

 

۴- تركه ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، تركه ميگه: پس من از هفته دوم ميام.

۵- به ترکه میگن: شنيدي آمريكا عراق رو زده؟ گفت: اگر ايران هم كويت رو بزنه با آمريكا مي ريم فینال.
۶- به يه تركه ميگن چرا سي ديت انقدر خش داره ميگه:آخه زير قسمتهاي مهمش خط كشيدم.

 

۷- تركه ميزنه به جدول، ميشينه حلش ميكنه

 

۸- تركه چشاشو باز ميكنه گوشاش نمي شنوه

 

۹- تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره

 

۱۰- يه روز اون دنيا خدا داشت بنده هاشو تقسيم ميكرد كي بره بهشت كي بره جهنم! خلاصه خدا ميگه كه همه حيوونا برن بهشت! اين ترك قصه ما سرشو ميندازه پايين ميره بهشت! دم در بهشت جلوشو ميگيرن تركه لجش ميگيره ميگه : چيههههههه؟ اخر زمونه ما ادم شديم؟؟؟؟؟

 

۱۱- يه تركه ميره استاديوم، تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد، بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني، ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم

 

۱۲- تركه ميره پرورش اندام ، اسب ميشه

  

۱- تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش.

 

۲- تركه قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!


۳- تركه تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد. 

 

۴- تركه پاهاش خواب ميره، پتو روشون مي‌كشه

 

۵- دریای غم ساحل ندارد چون لرا همشو آسفالت کردند.

 

۶- تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خاموش كنه.

 

۷- يه روز يه تركه ميفته تو چاه ميگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود.

 

۸- به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم.

 

۹- رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش.

 

۱۰- تركه دور خودش ميچرخه، هرز ميشه.

 

۱۱- تركه جونش به لبش ميرسه، تف مي‌كنه مي‌ميره.

 

۱۲- آفتاب پرسته ميره رو جعبه مداد رنگي، هنگ ميكنه.

 

۱۳- ترکه اپليکيشن فرم پر ميکنه ، جلوی سکس می نويسه: بله خيلی زياد

 

۱۴- تركه سكه ميندازه هوا، شير كه مياد، فرار ميكنه

 

۱۵- تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه.

 

۱۶- تركه ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.

 

۱۷- تركه خوابش سنگين بوده، تخت ميشكنه.

 

۱۸- تركه ميره لايه ازون رو بدوزه، اما بر نميگرده. ميبينن لايه ازون رو از بيرون دوخته.

 

۱۹- تركه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، خط كشو ميكنه تو ...ش، ضرب در عدد 3.14 ميكنه.

 

۲۰- تركه ميميره، باباش رضايت نميده.

 

۲۱- تركه اكس ميتركونه، فاز منفي ميگيره، فرداش ايگرگ ميزنه 

۲۲- تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟

ميخواي دربست حساب كني؟

 

۲۳- تركه يه سكه زير خاكي پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخ ضرب 200 سال قبل ميلاد.

 

۲۴- تركه ميره وام بگيره، ضامن نداشته، منفجر ميشه.

 

۲۵-تركه ميره بيمارستان پشيمون مي شه بر مي گرده

 

۲۶-به يه تركه ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه براي اينكه قايق ها از زير اون رد بشن

 

۲۷-ترك باباش اتش مي گيرد جو ميگيردش سه بار از روش مي پرد

 

۲۸-به تركه ميگن حج خوش گذشت تركه گفت :خيلي سنگ خوردم ولي بالاخره بوسيدمش

 

۲۹-تركه ميره جنگ فرداش برميكرده بهش ميگن چرا اين قدر زود برگشتي ميگه بابا اينا خيلي خرن تفنگ بازي ميكنن به قصد كشت

 

۳۰-يه روز يه تركه ميره سربازي بهش ميگن چرارفتي سربازي
 ميگه به خاطرمرخصي هاش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 14:43  توسط علي_شهبازيار  | 

شعر

       

شمع ره کردم که جویم زندگانی را 

نجستم زندگانی را

                            گم کردم جوانیم را.

پیش از تو آب معنی دریاشدن نداشت

شب مانده بود جرعت فردا شدن نداشت.

 
 
 
 

 
غم!!!

 ...زمانی که از مادر متولد شدم صدايی در گوشم طنين انداخت که ميگفت :” تا آخر عمر با تو هستم .“ از او پرسيدم :” تو کی هستی ؟“ جواب داد :” من غم هستم .“ و من در آن لحظه گمان کردم غم عروسکی است که ما با آن سرگرم ميشويم ولی اکنون که مفهوم جدايی را درک ميکنم... فهميدم که ما عروسکی هستيم بازيچهء غم !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 10:0  توسط علي_شهبازيار  | 

براش بنويس.عشق

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود. *** هميشه هر چيزي را که دوست داري به دست نمي آوريم پس بياييد آنچه ...


عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني از فراقش سوختن عشق يعني ... (شما نظر بدهید)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 15:8  توسط علي_شهبازيار  | 

قشنگ ترين آدم دنيا

قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد ۲ - پيرترين آدم دنيا : علي دايي۳ - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين ۴ - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار ۵ - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر۶ - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر ۷ - باحال ترين آدم دنيا : شما هستید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 14:54  توسط علي_شهبازيار  | 

عكسها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 10:13  توسط علي_شهبازيار  | 

زن

زن من میشی

شوهر من میشی

گر بمیرد دختری بر قلب او روید گلی   گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود

گر بمیرد پسری دنیا شود ماتم سرا    گر بمیرند پسران ماتم بگیرند دختران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 17:47  توسط علي_شهبازيار  | 

مادران آینده

مادران آ ينده

 سلام بچه ها خوبيد امروز مي خوام براتون يه آدم هايي رو ترسيم کنم که تو هر دهاتي که ميريد

اونا رو ميبينيد چه برسه به بالا شهر شهر هاي بزرگ تازه به خودشونم افتخار ميکنن به خاطره اين تيپشون حالا من براتون توصيف ميکنم اين به حساب آدم ها رو . دخترايي که شلواره برمودا يک مانتو تنگ و کوتاه که نه کت هست نه پيراهن و نه يه چيزي که يه اسمه واحد داشته باشه در ضمن با اين به حساب مانتو ها تمام بر جستگي هاي بدنشون پيداست . يک شال که تو شهره ما براي دندان درد بسته ميشود نه پوشاندن مو از ديد نامحرم يک جفت کفش شبيه کفش هاي جودي ابوت !! کيف رو دوشي کوچکي که فقط به اندازه ي يک کيف پوله و تازگي ها کشف کردن براي حفظ تعادل استفاده ميشه حتي شکل حرف زدن به گونه اي که طرف تازه از خارج برگشته(اين مخصوص تهرانياس) تو شهر هاي ديگه مثله اينکه 12 ساله تهران بوده تازه اين اداها بينه بچه هاييه که هيچي از زندگي حاليشون نيست مثلا در محدوده ي سني 13 تا 17 سال راستي اين دخترا چه طوري مي خوان در اينده اي نزديک براي فرزندانه ما مادر باشن در اين صورت مادران بچه هاي ما همون دخترايي هستن که تا ديروز تو خيابونا دور ميگشتن و تا از پسرا شماره نمي گرفتن يا نمي دادن خونه نمي رفتن مادران بچه هاي ما همون هايي هستن که تا ديروز يا به پسرا متلگ مي گفتن يا پسرا به اونا از کجا معلوم که ... ؟؟؟؟ راستي يه نصيحت به پسرا!! اين عروسک ها همه جا هستن و باقيمت نازل وجود دارن اميدوارم خودتونو به خاطر مسايل هيچ و پوچ دلبسته ي اونا نکنيد و در آخر يه سوال به نظر شما اين دخترا لياقت مادر شدن دارن يا نه؟؟؟ راستي شما كدوما رو مي پسنديد منظورم عكس بالاس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 17:33  توسط علي_شهبازيار  |